به دستآمده نشان داد کاستیهای بسیاری در عرضه تمام مهارت های مورد نیاز برای کارفرمایـانو توسـعه بـازار کـار وجـود دارد. در ایـن پـژوهش 6/60 درصـد عـدم تطـابق در مهـارت هـای فارغ التحصیلان مشاهده شد. لیو و همکاران (2012) نیز در مطالعهای که در کشـور نـروژ انجـامدادند، عدم تطابق مهارتی را بهعنوان یکی از مکانیزمهای مهم که در از دست دادن دائمی شـغلدر فارغ التحصیلان در زمان بحران اقتصادی نقش دارد، معرفی کردنـد. کاپـت (2016) وضـعیتعدم تطابق شغل و آموزش در اوکراین را بررسی کرد. وی بیان داشت که خطر بالا بودن آموزش بیش از حد در اوکراین صرفاً به دلیل بالا بودن دسترسی به نیروهای کاری ماهر و خوب نیسـت ، بلکه به دلیل تعداد کم مشاغل نیازمند به مهارت بالا، کمبود مهارت ها و تجارب کاری مـرتبط بـامشاغل بالا است. در مطالعه دیگر دیمیان (2014) درک کارکنان نسبت به ارتباط میان عملکـردسیستم آموزشی و نیاز های بازار نیروی کار را در رومانی بررسی کرد. تمرکز اصـلی پـژوهش ویبر مطالعه اجزای عمومی محیط کاری کارکنان رومانی، تفاوت های میان نیازمندیهـای شـغل وسطح و نوع آموزش کارکنان بود. مرکز نیروی کار و بهـره وری اسـترالیا نیـز طـی یـک گـزارشدولتی، وضعیت نیروی کار ICT در این کشور را بررسی کرد. طبق این گزارش، علی رغـم تقاضـا برای مهارت های سطح بالای ICT، پیچیدگی و تغییرات سریع در این حوزه و نیاز بـرای توسـعه مهارت ها، سرمایه گذاری صنعت در حوزه کارآموزی رو به کـاهش اسـت و بـا کمبـود مهـار ت در صنعت مواجه هستیم (مرکز نیروی کار و بهره وری استرالیا، 2013).
روش شناسی پژوهش
روش پژوهش، کیفی و از نظر هدف کاربردی است. در پژوهش حاضر تحلیل روایـت مبتنـی بـرمنطق چندلایه ای صورت پذیرفته که در آن رفتار کنشگران در سه سطح رفتار، ساختار و انگاره ها تجزیه و تحلیل شده اند (ریسمن، 2008). کسب شناخت در زمینه مسئله پیچیده به تحلیل روایت چند لایه ای نیاز دارد که در تحلیل لایه ای علت ها ریشه دارد. CLA1 ساختار سـاده ای را ایجـادمی کند که به یادگیرنده ها این توانایی را میدهد تا با گشودن و تحلیل کردن سه لایـه ای کـه درزیر سطح ظاهری شرایط قرار گرفته اند، لایه های مربوط به معانی عمیق تـر را رمزگشـایی کننـد(هایـت، 2016). از ایـن تکنیـک بـرای شناسـایی علـل ریشـ های مسـائل، اسـتفاده مـی شـود و جهان بینی ها، اسطوره ها و استعاره های سازنده و زیربنایی را نمایان می کند (لدرواش و همکـاران ، 2011). فرتوک زاده و وزیری (1392) تحلیل چندلایـهای را تحـت عنـوان منطـق سـه لایـهای
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Casual layered analysis
فضایی برای کشف، گفت وگو و استدلال پیرامون مغالطههایی که در فهم، تفاهم و توافق به وجود می آید، معرفی می کند. تحلیل روایت سه لایه ای طی سه گام اساسی صورت می پذیرد:
جمع آوری داستان ها و حکایات از مسئله: محقق با کنشگران مسئله در جلسات مصاحبه قرار گرفته و داستانهای افراد درگیر در مسئله را جمع آوری می کند (کالاهان، 2004).
تحلیل چند لایه ای: در این مرحله حکایت ها در سه سـطح رفتـار، سـاختار و انگـاره هـاتجزیه و تحلیل می شود. لایه نخست، جایی است که مسئله ها ظهور پیدا می کنند. لایه دوم ساختارهای عینیت یافته و قواعد نهادی است که بر نمودهـا، دسـتاوردها ، پیامـدها ، حوادث و واقعیت های انضمامی لایه نخست تأثیر مـی گـذارد . لایـه سـوم انگـاره هـا وچارچوب های ذهنی است (فرتوک زاده و وزیری، 1392).
ساختن روایت: روایت ها بـه پـژوهش هـای کیفـی در کسـب داده هـا ی غنـی از درون داستانها کمک میکند (میشل و اگادو، 2003). وقتی راویها داستان تعریف می کنند، روایت ی از ی ک تجرب ه را ارائ ه داده، ب ه آنچـه رخ داده ح س م یبخش ند و آن را تصویر سازی می کنند. (بامبرگ، 2012).
ابزار جمع آوری دادهها در این پژوهش، مصاحبه است. مصاحبه ممکن اسـت سـاختارمند و بـااستفاده از پرسشنامه استاندارد باشند، می تواند غیررسمی و غیرساختارمند باشد یا موضع واسطه ای را در بر گیرد (دانایی فرد، الوانی و آذر، 1388). مصاحبه پژوهش حاضر، باز و ساختارنیافته است و سعی شده در طول فرایند مصاحبه فضایی فراهم شود تا مصاحبه شونده از طریق داستانسرایی به تبیین مسئله بپردازد. در این پژوهش با 23 فرد خبره و فعال در بخش های مختلف صـنعتICT مصاحبه شد. نمونه گیری پژوهش نظری است که بـا روش گلولـه برفـی ادامـه یافـت. جـدول 2 سؤالات مصاحبه را نشان میدهد و در جدول 3 نیز، مشخصات و اطلاعات مصاحبه شوندگان درج شده است.
جدول 2. سؤالات مصاحبه پژوهش
سؤالات فرعی سؤالات اصلی
اثرگذارها بر مسئله را بیان کنید و نمونـهای از تجربیـاتخود را در این خصوص مطرح کنید. 1. آیا میان نیازمندیهای صـنعتICT و توانمنـدیهـا،مهارت ها و آموزش های نیروی کار در ایـن بخـش عـدمتطابق وجود دارد؟
تجربیات خود را در این خصوص بیان کنید. 2. تأثیرگذاری متقابل صـنعتICT ، سیسـتم آموزشـی ودولت به چه صورت است؟
تجربیات خود را در این خصوص بیان کنید.
آیا کنشگران دیگری هم در این تعارضات نقش دارند؟ 3. چالش های موجود میان این بخشها در حـوزهICT راشرح دهید.
جدول 3. مشخصات مصاحبه شوندگان پژوهش
سنوات سابقه کار مرتبط مصاحبهشونده ردیف
13 مشاور اشتغال و کارآفرینی یک نهاد سیاستگذار 1
15 مدیر اشتغال و کارآفرینی یک نهاد سیاستگذار 2
15 معاون آموزش یک نهاد سیاستگذار حوزهICT 3
7 مدیر آموزش و توسعه یک نهاد سیاست گذار حوزه ICT 4
8 مدیر آموزش و توسعه نیروی انسانی شرکت حوزهICT 5
25 مدیر منابع انسانی یک نهاد سیاستگذار حوزهICT 6
20 مدیر عامل شرکت نرمافزاری 7
13 مدیر منابع انسانی شرکت نرمافزاری 8
24 معاون فنی شرکت حوزهICT 9
10 مدیر منابع انسانی شرکت فناوری اطلاعات بانکی 10
15 مدیر شبکه شرکت فناوری اطلاعات بانکی 11
20 معاون شبکه شرکت فناوری اطلاعات بانکی 12
10 مدیر منابع انسانی شرکت حوزهICT 13
28 مدیر حوزه اشتغال و کارآفرینی یک نهاد سیاستگذار 14
20 مشاور فناوری اطلاعات نهاد سیاستگذار حوزهICT 15
30 مشاور فناوری اطلاعات نهاد قانونگذارICT 16
30 عضو هیئت علمی در حوزهICT 17
25 مدیر عامل شرکت نرمافزاری و عضو صنفIT 18
28 مدیر عامل شرکت نرمافزاری و عضو صنفIT 19
25 عضو هیئت علمی در حوزهICT 20
15 مدیر عامل شرکت آموزش حرفه ای حوزه ICT 21
30 مشاور فناوری اطلاعات نهاد قانونگذارICT 22
10 مدیر عامل شرکت حوزهICT 23
اعتبارسنجی
اعتباربخشی به یافته های پژوهش، به طور عمده از طریق گروه کـانونی صـورت پـذیرفت. هـدفنخست گروه کانونی، برای اینکه بتوان درکی از مسئله خاص از نگرش مشارکت کننـدگان گـروه ایجاد کرد، توصیف و درک معانی و تفاسیر گروه انتخاب شده، اسـت . از نقطـه نظـر روش شناسـی ، گروه کانونی شامل گروهی متشکل از 6 -8 فرد است که دارای پیشینه های فرهنگی و اجتماعی مشابه و همچنین تجارب مشابه هستند (لیام پاتونگ، 2011). گـروه کـانونی یکـی از روشهـایتکمیل شناخت و درک محقق نسبت به مسئله و یافته های پژوهش است، در این گروه یافته های پژوهش و درک محقق از مسئله تکمیل شد. افراد در آن به تبادل نظر، بحث و گفتمان پرداخته و این تبادل نظر تا رسیدن به اجماع ادامه یافت. خروجی این گروه سه لایـه ای، کنشـگران مسـئلهبود. جدول4 اطلاعات گروه کانونی پژوهش حاضـر را نشـان مـی دهـد . در جـدول 5 نیـز اعتبـارپژوهش، از چهار بعد قابلیت تأیید1، قابلیت اعتبار2، قابلیت انتقال3 و قابلیت وابستگی4 که لینکن و گوبا (1985) به عنوان معیار های ارزیابی اعتبار پژوهش کیفی مطرح کردند، ارزیابی شد.
جدول4. مشخصات گروه کانونی پژوهش
نفرساعت تخصیص یافته میانگین سابقه کار مرتبط تعداد افراد تخصص
2 11 1 مدیر عامل شرکت حوزه ICT
3 10 1 مشاور حوزه سیاستگذاری ICT
1 25 1 مشاور شرکت فناوری اطلاعات بانک دولتی
1 20 1 مشاور فناوری اطلاعات نهاد سیاستگذار حوزه ICT
2 30 1 عضو هیئت علمی دانشگاه در حوزه ICT
2 30 3 عضو هیئت علمی دانشگاه در حوزه مدیریت

جدول5. نتایج ارزیابی اعتبار پژوهش
روش های به کارگرفته شده از سوی محقق معیار کیفیت
• ثبت و یادداشت جزئیات تمامی مصاحبهها و ضبط اطلاعات برخی از مصاحبهها و جلسات گروه کانونی • بررسی کیفیت یافته ها و تفسیرها در جلسات گروه کانونی. یافته های پژوهش در هر یک ازجلسات گروه کـانونیمطرح و از نظر قابلیت تأیید بررسی شدند. قابلیت تأیید
استفاده از مصاحبه و مشاهده در فرایند جمعآوری اطلاعات
استفاده از گروه کانونی در راستای غنی سازی یافته های پژوهش و کسب اطلاعات بیشتر در خصوص متغیرهای پژوهش طی فرایند مصاحبه افرادی که از یک کنشگر واحد بودند، اطلاعـات مصـاحبه قبلـی در مصـاحبه دیگـر مجـددبررسی میشدند.
بازبینی از طریق گروه کانونی نیز صورت پذیرفت. اعضای گروه کانونی افراد متخصص و با تجربه در رابطـه بـاکنشگران پژوهش بودند. قابلیت اعتبار
• کدگذاری مصاحبهها • یادداشت برداری در طول پژوهش و بایگانی تمامی مستندات مصاحبه ها و گروه کـانونی و تجمیـع اطلاعـات دریک فایل اکسل. قابلیت انتقال
• درباره فرایند پژوهش در هر مرحله بحث شده و در صورت نیاز اصلاحات لازم انجام مـی شـد . تمـام اطلاعـاتمربوط به تغییرات مستند شده و در پایگاه داده فراهمشده برای پژوهش ذخیره شدهاند. قابلیت وابستگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Confirmability
Credibility
Ransferability
Dependability
یافته های پژوهش
پس از انجام مصاحبه، بر اساس اطلاعات ب هدست آمده داستان ها و حکایات ارائـه شـده از مسـئلهپژوهش، طبقه بندی شدند. نتایج در قالب گزاره های مصاحبه در جدول 6 نشان داده شده اند.
جدول 6. گزاره های مصاحبه پژوهش
گزارههای مصاحبه ردیف
مدیر منابع انسانی یک شرکت فعال در حوزه فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی، بیـان مـی دارد کـهدانشگاه های داخل علاقه ای به کار کردن با صنعت ندارند. اساتید دانشگاه در صـنعت فعالیـت نداشـته انـد ودرک دقیقی از نیازهای صنعت ندارند. وی عنوان کرد چـون ارتبـاط دانشـگاه و صـنعت ضـعیف اسـت، در دانشگاه رشته های مرتبط وجود ندارد. به همین دلیل مجبور می شویم افراد را با حداقل دانـش مـرتبط و بـراساس ویژگی های شخصیتی جذب کنیم. شرکت به آنها آموزش تخصصی مـی دهـد . سـپس ایـن افـراد یـامشغول به کار می شوند یا با تخصص کسب شده جذب شرکت دیگر در بازار می شوند. 1
مدیر آموزش و توسعه، مدیر منابع انسانی یک شرکتICT و مدیرعامل یک شرکت نرمافزاری و عضو صنف IT بر وجود نیاز به نیروی متخصص در صنعت تأکید می کنند. ولی به دلیل آنکه دانشگاه ها نیازهای صـنعترا نمی شناسند و نمی دانند که صنایع دنبال چه تخصص هایی هستند، باعث می شود نیروی مورد نیاز صـنعتوجود نداشته باشد. اگرچه در برخی از دانشگاه های خوب ممکن است ارتباط میان صنعت و دانشگاهها بهتـرباشد، معمولاً فارغ التحصیلان رشته هایICT، صرفاً دانش آکادمیک داشته و درکی از صنعت ندارنـد . حتـیگاهی همان دانش آکادمیک را هم به درستی ندارند. 2
مدیر شبکه و زیرساخت در یک شرکت بزرگ و فعال در حوزهIT ، بیان می دارد که حتی دانشجویان با معدل بالا و از دانشگاه خوب هم با مفاهیم ساده IT، آشنا نیستند و در عمل نمیتوانند از دانش خود استفاده کنند.
تعامل با دانشگاه صرفاً جنبه ظاهری دارد. ولی در واقع صنعت آن را قبول ندارد. گاهی این ارتباط بـه دلیـلفشار دولت برای اینکه پروژهها باید به دانشگاه واگذار شـود، صـورت مـی گیـرد. خـود دانشـگاه نیـز چنـینپروژه هایی را جدی نمی گیرد و به آن به عنوان یک منبع مالی نگاه می کند. 3
مدیر منابع انسانی یک شرکت بزرگ حوزهIT و مدیرعامل یک شرکت فعال در حوزه ICT، تأکید می کننـدکه در دانشگاه ها به دلیل بالا رفتن ورودی ها، کیفیت فدای کمیت شده است. از طرف دیگر اغلـب از سـویشرکت های بزرگ IT، معیارهای سختی برای استخدام افـراد وجـود دارد. بـرای مثـال اسـتخدام از سـویبالاترین رتبه های دانشگاه های برتر فنی کشور، صورت می گیرد. 4
مدیرعامل یک شرکت متوسط در حوزه نرمافـزار و همچنـین یکـی از اعضـای هیئـت علمـی حـوزه ICT، این گونه شرح می دهند که دانشگاه ها گاهی از نظر پژوهش خوب هستند، اما چون به صنعت وصـل نیسـتندنمی توانند خود را نشان دهند. وی می گوید بارها تیم های دانشجویی مراجعه کردند که بـرای اجـرای پـروژهخود به حمایت مالی نیاز داشتند، اما چون در دولت دانش فنی در این حوزه ها کم است، از این تیم ها حمایت نمی شود و در نتیجه تیم ها از هم می پاشند. وی مشکل اصلی در ICT را، نبود سیستم مـدیریتی کـه در آنهر فرد در جای خودش قرار گرفته، می داند. 5

ادامه جدول 6
گزارههای مصاحبه ردیف
یک مدیر منابع انسانی در یک شرکت بزرگ حوزه ICT، در ارتباط با چالش های نیروی انسانی این شرکت، بیان می دارد که عموماً، افراد آکادمیک و توانمندی که استخدام می شوند پس از مدتی بهدلیل رو به رو شـدنبا پروژههای حساس و میلیاردی و از طرف دیگر نداشتن دریافتی متناسب بـا تعهـدات مربوطـه ، یـا جـذب شرکتهای بین المللی میشوند یا دوباره به دانشگاه بر می گردند و پروژه های کوچک با تعهد کمتر را انجـاممی دهند. 6
معاون و مدیر آموزش یک شرکت بزرگ حوزه ICT، از ناتوانی شرکت هـای دولتـی بـزرگ حـوزهICT، در استفاده از توانایی فارغ التحصیلان ممتاز دانشگاه های برتر کشور سخن میگویند. از نظـر آنهـا پـروژه هـایخوبی به دانشگاه های برتر کشور واگذار شده است، اما به دلیل ضعیف بودن دانشـگاه هـا از نظـر تجهیـزات، نتوانسته اند پروژه را به خوبی پیش ببرند، یا در مدت زمان طولانی پروژه را انجام دادنـد کـه باعـث شـده تـاپروژه ها عمدتاً به شرکت های خارجی واگذار شود. بهطور کلی پیش فرض حاکم در صنعت، ناتوانی دانشگاهها و پیش فرض اساتید، عقب ماندگی صنعت است. 7
عضو هیئت علمیICT یکی از دانشگاههای برتر و مدیر اشتغال و کارآفرینی یکی از نهادهای سیاست گذار، دانشگاه را جلوتر از صنعت می دانند. از نظر ایشان بخش پژوهش و توسعه در صنعت وجود ندارد و اگـر هـموجود داشته باشد بسیار ضعیف عمل می کند. زیرا شرکت ها برای پنج سال آتی خود برنامـهریـزی ندارنـد ونیازهای خود را نمیشناسند. اگر در سیاست های شرکت ها آینده نگری وجود داشته باشد و نیازهای آتی خود را به دانشگاه ها بدهند، دانشگاه ها می توانند پاسخگوی نیاز صنعت باشند. 8
یکی از مسئولان وزارتخانههای سیاستگذار بیان میدارد که یکی از مشکلات اساسی که در حال حاضر در ارتباط با وضعیت اشتغال نیروی انسانی وجود دارد، نبودن آینده پژوهی برای مشاغل در کشور است. مسـئلهبعدی نبود همگرایی سازمانی است. در حالی که مسئله اشتغال در هر صنعتی، ملـی اسـت و بـه تصـمیماتیکپارچه و هماهنگ نیاز دارد. در نهایت شکاف میان بازارکـار و آمـوزه هـای دانشـگاه، عـدم تطـابق میـانسیلابس های درسی و نیاز بازار کار و عدم موفقیت دفاتر ارتباط با صنعت را، مطرح می کند. 9
معاون شبکه یک شرکت بزرگIT ، تأکید میکند که نیروهای خوب یا از ایران رفتـه انـد یـا در قالـب یـکاستارتاپ یا شرکت نوپا کسب وکار خود را آغاز کرده اند. تعداد نیروهای خوب اندکی در بازار باقی مـی ماننـد .
یکی از استراتژی های جدیدی که در شرکت های بزرگ فعال در این حوزه انجام مـی شـود ، دادن پـروژه بـه
دانشجویان دانشگاه های خوب است، تا توانمندی آنها بالا رود و سپس آنها را جـذب کننـد. یکـی از دلایـلشکاف موجود را عدم تمایل دانشگاه های خوب به برقراری ارتباط می داند. 10
یکی از مسئولان نظام آموزشی، بیان میکند که افزایش بیرویه تعداد دانشگاه ها، از کیفیت آموزشی کاسـتهاست. ارتقای اساتید بر اساس تعداد مقالات علمی صورت می گیرد و به اینکه چند درصد از این مقالات نیـازبازار را پوشش می دهد، توجهی نمی شود. در برنامه ریزی های آموزشی، آینده پژوهی وجود نـدارد و از سـویدیگر نیز تکنولوژی در حال پیشرفت است و نیازهای بازار تغییر میکند. ایـن شـکاف دو بخـش را افـزایشمی دهد. در تعریف رشته ها و تعداد ورودی دانشگاه ها، نیاز بازار دیده نمی شود و دیـدی از اینکـه صـنعت درآینده به چه نیروهایی و به چه تعداد نیاز دارد، وجود ندارد. 11

ادامه جدول 6
گزارههای مصاحبه ردیف مدیر فنی یک شرکت متوسط و فعالIT ، بیان میکند افراد آکادمیک و توانمند، عموماً با دریافت حقوق بیشتر در صنعت می مانند و کار برایشان جذابیت بیشتری دارد. اساتید معمولاً از لحاظ کاری در صـنعتIT، خیلی توانمند نیستند و به همین دلیل دانش ملموسی از بازار کار ندارند کـه کیفیـت کارشـان را دردانشگاه پایین می آورد. به گفته وی اقتصاد ایران، دولتی است و در دولت هم بهدلیل نبودن دانش کافی، اعتقادی به ICT وجود ندارد. شرکت های بزرگ IT نیز دولتی هستند و قوانین خوب تعریف نشده اند. 12 یکی از مشاوران حوزهICT و همچنین مدیر فنی یک شرکت بزرگ IT، می گویند کارفرماهای بـزرگکه عمدتاً دولتی هستند، بیشتر به محصولات خارجی تمایل دارند. زیرا ریسک خریـد از داخـل را زیـادمی دانند. به همین دلیل بیشتر به سمت واردات IT می روند و قوانین حمایتی از داخل نیز وجـود نـدارد. قوانین حاکم در فضایی است که قانون گذار احاطه ای به موضوع نداشته است و چون خـود قـانون گـذار خارج از فضای ICT است مسئله را به خوبی درک نمی کند. 13 یکی از اساتید حوزه ICT، از یکی از دانشگاههای برتر کشور، عنوان می کند مشکل اساسی ایـن اسـتکه مدیریت کلانی که دانشگاه و صنعت را به هم پیوند دهد، وجود ندارد. دانشجویان و فارغ التحصیلان برتر تمایلی به ماندن در کشور ندارند. زیرا جایگاه شغلی که می خواهنـد را در بـازار نمـی یابنـد . از نظـرفرهنگی نیز احساس تعلق به صنعت ندارند و صنعت نیز سرمایه گذاری در حوزه آموزش نمی کنـد . زیـراآن را هزینه بر دانسته و دید بلند مدت به سرمایه گذاری های خود در حوزه آموزش و مهارت ندارد. 14 یکی از اعضای صنفIT و مدیرعامل یک شرکت نرمافزاری، بیان می کند مشکلات صنعت به دانشگاه نمی رود در حالی که باید در قالب پایان نامه های دانشجویی به آن پرداخته شود. موضوعات پایان نامه هـابیشتر در حوزه هایی است که تولید مقاله بیشتری کند. 15 یکی از مسئولان حوزهICT کشور، بیان میکند که باید یک سیستم مدیریت واحـد و یکپارچـه وجـودداشته باشد تا نظام آموزشی و صنعت را کنار هم قرار دهد. سیاست هـای نظـام آموزشـی هماهنـگ بـاصنعت نیست و به صورت مجزا عمل میکنند. نظام پرداخت درستی نیز در حوزه ICT وجود نـدارد . بـههمین دلیل افراد متخصص در این حوزه جذب شرکت های بین المللی می شوند. یکی از دلایـل اهمیـتپایین صنعت ICT را کوچک بودن صنعت می داند که به دلیل عدم توسعه زیرساخت و شبکه است. 16 یکی از مسئولان در حوزه قانونگذاری مسئله قـوانین حمـایتی صـحیح از حـوزه ICT را گـزارش هـاینادرست و غیر واقع بینانه می داند. عدم اطمینان به فناوری، در کشور بالاست و این مسئله سـازوکارهایحمایتی را کاهش میدهد. برای کاهش نگرانی های امنیتی از نظر محتوا و زیرساخت، بـه افـراد توانمنـدنیاز است. 17 یکی از مشاوران حوزه قانونگذاری و همچنین یکی از مشاوران حوزه ICT، در خصوص نبودن قـوانینحمایتی برای توسعه زیرساخت در ICT را نگرش منفی نسبت به فناوری، مطرح می کنـد . دانـش فنـی ضعیف قانون گذار، در کنار گزارش های غیردقیق و غیرحرفه ای باعث شده تا قانون گذار نتوانـد بـه طـوراثربخش عمل کند. نگرش حاکم تهدیدات امنینی حوزه زیرساخت و شبکه برای کشور است. 18

تحلیل سه لایهای
پس از مطالعه ادبیات پژوهش و گزارشها، سه کنشگر اصلی مسئله شناسایی شدند که عبارت اند از صنعت ICT ، نظام آموزشی و دولت. پس از مصاحبه، کنشگران زیر شناسایی شدند: 1. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری 2. فارغ التحصیل3. دانشگاه 4. شرکتهای بزرگ تولیدکننده فناوری 5.
شرکتهای بزرگ واردکننده فناوری 6. شرکتهای کوچک تولید کننده فنـاوری 7. شـرکتهـایکوچک واردکننده فناوری 8. مشتری های کسب وکاری 9. کاربر نهایی (مصرف کننده) 10. دولـت
11. وزارت کار 12. وزارت صنعت، معدن و تجارت 13. وزارت ICT 14. قانونگذار
هریک از کنشگران مسئله پژوهش در سه لای ه انگاره، ساختار و رفتار تحلیل شدند. انگاره به دستگاه معرفتی کنشگر اشاره دارد که بر رفتـار وی در سـاختاری کـه در آن قـرار گرفتـه، تـأثیر میگذارد. ساختار به قواعد و چارچوبی اشاره دارد که بر رفتار کنشـگر در وضـعیت موجـود تـأثیرمی گذارد. رفتار کنشگر به نحوه عمل و تصمیمات اتخاذشده از سوی وی اشاره دارد که بر اسـاس انگارهها و ساختاری که در آن قرار گرفته، انجـام مـی شـود . الگـوی سـه لایـهای کنشـگ ران در جدول های 7 الی 20 قرار گرفته است.

جدول 7. الگوی سه لایه ای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
ایجاد دانشگاههای بیشتر/ پاسخگویی به تمامی متقاضیان دانشگاهی/ نظام آموزشی برنامه مشخصی برای ارتباط با صنعت ندارد. رفتار
تعریف رشتهها به مجوزدهی سیاسی و سفارشی نیاز دارد. / ساختار سلسلهمراتبی در نظام آموزشی وجود دارد. / برنامه های پیوند نظام آموزشی به صنعت وجود ندارد. ساختار
صنعتICT از دانشگاه عقبتر است. /چطور میتوان سود بیشتری کسب کرد. / همه باید بتوانند وارد آموزش عالی شوند. انگاره

جدول 8. الگوی سه لایه ای فارغ التحصیل ICT
پاس کردن واحدها و گرفتن مدرک/ مهاجرت به خارج از کشور رفتار
ساختار اشتغال ناکارآمد است./ وضعیت اقتصادی جامعه نامناسب است. / ارتباط دانشجویان با صنعت کم است . ساختار
استخدامها در صنعتICT بر اساس پارتی است. شرکتهایICT معیار درستی برای استخدام ندارند. / در کشورهای دیگر وضعیت بهتری خواهم داشت. انگاره

جدول 9. الگوی سه لایه ای دانشگاه
تعریف پژوهشها و پایاننامههای دانشجویانICT متناسب با موضوعات روز دنیا که قابلیـت مقالـه شـدندارند./ اجرای سیاست های وزارت علوم/ ارتباط کمتر با صنعت/ پذیرش متقاضیان بیشتر از امکانات موجـوددر دانشگاه رفتار
سیلابسهای درسی مبتنی بر آییننامه وزارت علوم هستند./ نظام پاداش و ارتقا مبتنی بر تعداد مقاله است./ تعداد برنامه های ارتباط با صنعت کم است. ساختار
سود بیشتری کسب کنم. / اگر در رتبهبندی جهانی رتبه بالاتر کسب کنم به معنای کیفیت بـالاتر دانشـگاهاست. / ارتباط با صنعت تمایل به درس خواندن را در دانشجوهای خوب کاهش می دهد./ کار دانشگاه تولید دانش است./ دانشگاه باید وضعیت دیکته شده از بالا را برای حفظ موقعیت خود اجرا کند. انگاره

جدول 10. الگوی سه لایه ای شرکت های بزرگ تولیدکننده محصول (نرم افزار و سختافزار)
ایجاد تیمR&D توسط خود شرکت/ پرداخت کم به فارغالتحصیلان/ جذب فارغ التحصیلان دانشـگاه هـایبرتر، استفاده از نیروی کار خارجی یا همکاری با شرکت های خارجی در تولید فناوری مربوطه/ تولید فناوری رفتار
ارتباط با دانشگاه ضعیف است و پژوهشهای دانشگاهی با نیاز صنعت تناسبی ندارد./ برای تولید تکنولوژی فشار و اجبار وجود دارد. / از تولید فناوری مربوطه حمایت مالی می شود. ساختار
توان پژوهشاتی دانشگاه برای پیدا کردن نیاز صنعت پایین است. / واردات در این حوزه آینده ای ندارد و باید خود فناوری را تولیـد کنـیم./ افـراد توانمنـد در حـوزه ICT رشـد مـی کننـد و افـرادی کـه بیکـار هسـتندغیرمتخصص اند./ دانشگاه های برتـر خروجـی بـا کیفیـت تـر دارنـد./ ریسـک کـار بـا دانشـگاه بالاسـت وفارغ التحصیلان دانشگاه دانشی ندارند. انگاره

جدول 11. الگوی سه لایه ای شرکت های بزرگ واردکننده، نصاب و ارائهکننده سرویس
آموزش فناوری وارداتی به نیروی کار/ پرداخت کم به فارغالتحصیلان/ جذب فارغ التحصیلان دانشگاه هـایبرتر/ واردات فناوری رفتار
عمده فناوری داخلی وارداتی است./ قوانین و مقررات مربوط به واردات محدودکننده نیستند./ قانون کار بـهنفع کارگر است نه کارفرما. / تجهیز منابع سخت است. / ساختار اقتصادی پرنوسان است. ساختار
افراد توانمند در حوزهICT رشد میکنند و افرادی که بیکار هستند غیر متخصص اند./ ریسک تولیـد داخلـیزیاد است./ خودم باید به دنبال آموزش و تکنولوژی های جدید وارداتی باشم./ دانشگاه های برتر خروجـی بـاکیفیت تری دارند./ ریسک کار با دانشگاه بالاست و کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند، دانشـیندارند. انگاره

جدول 12. الگوی سه لایهای شرکت های کوچک تولید کننده محصول (نرم افزار و سختافزار)
ناکارآمدی شرکتها در تولید فناوری/کاهش هزینه پژوهش و توسعه/تولید فناوری با نوآوری کم/ رقابت درجذب سرمایه رفتار
حمایت مالی اندک است./ سرمایهگذاری درستی در حوزه پژوهش وجود ندارد./ مشتری نرم افزار را یک کالا نمی بیند./ نیروی انسانی متخصص کم است./ قراردادهای ناقص با شرکت ها ساختار
باید سود بیشتری کسب کنم./ اگر بزرگتر شوم توان رقابتی بیشتری خواهم داشت. انگاره

جدول 13. الگوی سه لایه ای شرکت های کوچک واردکننده، نصاب و ارائهکننده سرویس
وارد کردن فناوری/ تمرکز بر انجام پروژه نه تولید محصول رفتار
قوانین تجاری از واردات فناوری حمایـت مـیکننـد./ تحـریم واردات فنـاوری را کمتـر مـی کنـد ./ کیفیـتمحصولات داخلی پایین است./ ساختار نیروی انسانی ضعیف است./ ساختار اقتصادی پر نوسان است. ساختار
هزینه تولید در آن صنعت بالاست. مصرفکنندگان از محصولات خارجی استقبال می کننـد ./ تولیـد داخلـینمی تواند با محصول خارجی رقابت کند. انگاره

جدول 14. الگوی سه لایه ای مشتری (کسب وکار)
خرید فناوری و محصولات داخلی/ استفاده از نرم افزارها و اپلیکیشن های داخلی رفتار
قوانین و مقررات منع کننده خرید محصولات و نرم افزارهای خارجی/ حساسیت کسب وکار ساختار
نرم افزارهای داخلی با نیاز ما همسویی بیشتری دارد. تعامل با شرکت های داخلی راحت تر است. انگاره

جدول15. الگوی سه لایه ای مشتری( کاربر نهایی)
عدم استفاده از نرمافزارها و اپلیکیشنهای داخلی/ خرید فناوریهای سختافزاری خارجی/ استفاده رایگـان از نرم افزارهای خارجی/ عدم رعایت قانون کپی رایت رفتار
کیفیت محصولات داخلی نرمافزار و سختافزار پایین است./ قوانین و مقررات حمایتی در حوزه ICT ضعیف است./ تنوع محصولات داخلی در مقایسه با محصولات خارجی کمتر است. ساختار
محصولات ایرانی بیکیفیت هستند./ محصولات ایرانی از نظر کیفیت و امنیت قابل اعتماد نیسـتند ./ بابـتنرم افزار پول نمی دهم. انگاره

جدول 16. الگوی سه لایه ای دولت
بودجه کم بهICT / الزام انجام پروژهها متناسب با سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی رفتار
سطح سواد دیجیتالی پایین است./ فضای سیاسی حاکم از توسعه ICT حمایت نمی کند./ سـاختار مـدیریتیغالب کند است. ساختار
حوزهICT مهم نیست و نمیتواند تأثیر چندان در وضعیت اقتصادی داشته باشد./ وضعیت فعلی ICT خوب است./ الگوی توسعه اسلامی ایرانی داشته باشیم. انگاره

جدول 17. الگوی سه لایه ای وزارت کار
اجرای طرحهای اشتغالزایی زود بازده و کاذب رفتار
قوانین کارگر محور هستند نه کارفرما محور ساختار
من کاتالیزور هستم فقط باید روابط را تنظیم کنم./ باید تعادل را بازار نیروی کار ایجاد کنم./ نمی تـوانم بـهآموزش عالی نظری را تحمیل کنم. انگاره

جدول 18. الگوی سه لایه ای وزارت صنعت، معدن و تجارت
سرمایهگذاری کم در حوزهICT رفتار
وجود کلی شرکت مهم در صنایع بزرگ که بایستی مدیریت شوند. ساختار
نفت مهم است فناوری اطلاعات حوزه کوچکی است و مهم نیست./ د غدغههای دیگر مهمتر هستند. انگاره

جدول 19. الگوی سه لایه ای وزارت ICT
ارائه تسهیلات در قالب وام/ تمرکز روی پروژههـای خـاص/ برنامـه ریـزی کوتـاه مـدتICT / ناکارآمـدیتصیمات در برخی قسمت ها که به دلیل نداشتن قدرت و تغییر مکرر تصمیمات اتفاق می افتد. رفتار
سواد دیجیتالی پایین است./ تعهد بالایی نسبت به حوزه ICT وجود دارد./ در ساختار سیاسی حاکم قـدرتلازم را ندارد. ساختار
حوزه ICT خیلی پیچیده است اگر بتوانم یک کار کوچک هم بکنم، برده ام. انگاره

جدول 20. الگوی سه لایه ای قانون گذار
مقاومت در برابر توسعه زیرساخت/ وضع قوانین نادرست در حوزه ICT/ اخذ تصـمیمات متعـدد و ناکارآمـد/ برنامه ریزی کوتاه مدت ICT / مخالفت با تکنولوژی های توسعه یافته در کشورهای دیگر رفتار
سطح سواد دیجیتالی پایین است./ فضای سیاسی حاکم از توسعه ICT حمایت نمی کند./ سـاختار مـدیریتیغالب کند است. ساختار
امنیت کشور مهمتر است./ کشورهای خارجی بهدنبال سرقت اطلاعات هستند./ باید الگوی توسعه اسـلامیایرانی داشته باشیم. انگاره
روایت بازار نیروی کار ICT
دانشگاه دولتی در یک برهه زمانی برای رقابت با دانشگاه آزاد و به دست آوردن سود بیشتر، شروع به راه اندازی دانشگاه های غیرانتفاعی کرد. چیزی که مد نظر دانشگاه بود یا به عبارت دیگر انگاره دانشگاه، کسب سود بیشتر بود که باعث افزایش ظرفیت دانشگاه و تعداد ورودیهـا بـه دانشـگاهشد. بیشتر شدن ظرفیت دانشگاه باعث خالی ماندن کلاس های بیشتری شد. در این شـرایط بـه این نکته که »آیا امکانات و تسهیلات برای آموزش و تربیت ایـن تعـداد دانشـجو وجـود دارد؟«، توجه نشدکه این بی توجهی باعث شد فارغ التحصیلان بسیاری که سطح مهارت و آموزش پایینی دارند، وارد بازار کار شوند. این مسئله در رشته هایی مثل ICT، کـه دانشـجو بـرای یـادگیری بـهسیستم، نرم افزار و کارگاه های آموزش حرفهای نیاز دارد، بیشتر خـود را نشـان داد. تـلاش بـرایسود بیشتر باعث شد تا اعتبار دانشگاه در بلندمدت خدشه دار شود. نقطه کور دانشگاه به طور دقیق در این بود که درک درستی از سود وجود نداشت. سود در تعداد دیده شد، نه درکیفیت و اعتبار.
از طرف دیگر چون دولت خود را متعهد به حمایت مالی از دانشگاههـا مـی بینـد، پـروژههـایبزرگICT که استفاده کنندگان آن شرکتهای بزرگ هستند را به دانشگاهها محول مـی کنـد . بـااینکه دانشگاهها میدانند، توان انجام این پروژه ها را ندارند، برای استفاده از این بودجه مـالی، آن را قبول می کنند، که نتیجه آن پروژه ای بدون کیفیت و گاهی هم ناتمام است که ضربه اصـلی رابه خود دانشگاه می زند، زیرا صنعت، دیگر به دانشگاه در انجـام پـروژه اطمینـان نمـی کنـد . ایـنسیاست دولت یک نوع تنبلی و رقابت نادرست را نیز بین دانشگاه ها به وجود می آورد تا فقط برای گرفتن پروژه از دولت تلاش کنند و به دلیل اینکه مجبور نیستند هزینه خود را تأمین کننـد بـرایگرفتن پروژه از صنعت تلاش نمی کنند. نقطه کور دولت ندیدن تأثیر ایـن روش حمایـت در بلنـدمدت است. زیرا دولت درک درستی از حمایت مؤثر ندارد و متوجه نمی شود سیاستی کـه بـه کـارگرفته چطور باعث میشود دانشگاه به دولت وابستهتر شده و نتواند از خود محافظت کند.
تلاش اصلی دانشگاه ها برای بالا بردن رتبه خود در رتبهبندی جهـانی ، کـه معیـار آن تعـدادمقالات بیشتر است، اتفاق دیگری است که باعث بیشتر شدن فاصله صنعت و دانشگاه شده است. پایاننامه ها و پژوهشها با موضوعاتی انتخاب می شوند که مقالات بیشـتری را تولیـد مـی کننـد . دیدی که وجود دارد این است:» هر چه مقالات بیشتر شود رتبه دانشگاه بالاتر می رود و دانشگاه به عنوان یک دانشگاه با کیفیت شناخته می شود«. در حالی که کـاربردی نبـودن پایـان نامـههـا و


پاسخ دهید