همونجوریکه در قسمت قبل گفته شد، اگه پس از کنکور، نسبت به رسیدن به رتبه مد نظرتون خوش بین نباشید، در محاصره ی احساسات و برداشتای متفاوت قرار می گیرین. در قسمت دوم و پایانی این مقاله، درخصوص بررسی و بررسی این تفکرات و احساسات و سؤالاتی که پس از شکست در کنکور باید از خودتون بپرسید، توضیحاتی ارائه میدیم.

 

۱۱. والدین با حمایت بیش ازحد یا با تمنا و اندرز، ازم توقع بی جا داشتن؟

در خونواده بالاترین مدرک سیکله، خواهر که زود ازدواج کرد و همسرداری و بچه داری فرصت ادامه تحصیل رو از اون گرفت، برادر بزرگ تر مجبور شد کنار پدر کار کنه تا خرج خونواده رو دربیاورد. همه به سهم خود سعی کردن، حالا نوبت به من رسیده. قراره به جای اونا کنکور بدهم و لیسانس بگیرم تا به قول اونا جلوی فامیل و در و همسایه، آبرو داشته باشیم.

۱۸ سوالی که پس از شکست در کنکور باید از خود بپرسید – قسمت دوم آموزشی
۱۸ سوالی که پس از شکست در کنکور باید از خود بپرسید – قسمت دوم آموزشی

شما اگه تنها موفق به تحقق اهداف خودتون بشین، بی اندازه شایسته تشویق هستین، روا نیس کسی بالاتر از این از شما توقع داشته باشه. مگه یک نفر چقدر انرژی داره که بخواد آرزوهای برآورده نشده ی بقیه رو هم برآورده کنه؟ اگه در اینجور شرایطی قرار گرفتین، پیش از هر اقدامی، توانمندی و آرزومندی خود رو با هم مقایسه کنین. هرچه فاصله بین این دو بیشتر باشه، میزان نارضایتی شما از زندگی بیشتر هستش.

یه سریای دیگه هم پدر و مادرشان تحصیلات عالیه دارن. هیچ بعید نیس که این افراد به دنیا اومده باشن تا درنهایت یکی مثل بقیه بزرگان خاندان خود شن. غافل از اینکه تحت اینجور شرایطی، ممکنه فردیت شون قربونی مصلحت طلبی و سلیقه ی عمومی خونواده شه.

شاید افسردگی خیلی از افرادی که موقعیتِ ممتاز و اهمیت اجتماعی رشک برانگیزی دارن، نتیجه تربیت در اینجور فضایی باشه. مثلا یک روز اتفاقی با جوونی برخورد کردم که بسیار باشخصیت و مصمم بود. سومین یا چهارمین بار بود که میخواس در کنکور شرکت کنه. پیش از این با رتبه زیر ۲۰۰۰ قبول شده بود، اما این رتبه، اونو به رشته دلخواهش نمی رساند. این شکست ضمنا ی مسائل دیگر، باعث شده بود با لجبازی بیشتری درس بخونه، تا انتظارات اولیای مدرسه رو محقق کنه. اون یکی از علم آموزان سمپاد (سازمان ملی پرورش استعدادهای نورانی) بود. شانس آورد که خودکشی اش ناموفق بود و پس از چند ماه از کُما برگشت!

۱۸ سوالی که پس از شکست در کنکور باید از خود بپرسید – قسمت دوم آموزشی

۱۲. واقعا می خوام به دانشگاه بروم؟

بی دودلی تمایل شما به قبولی در دانشگاه، با هر انگیزه و توجیهی، حتما به نفع مؤسسات آموزشی هستش، اما منافع شمام مورد توجه قرار میگیره؟ جواب دادن به این سوال، وظیفه ایه که پیش از هرکی، برعهده ی خود شماس. راضی هستین با عبور از کنکور و ورود به دانشگاه، غافلگیر، سَرخورده یا پشیمون شید؟

به گفته «کن رابینسون» مدرک گرایی، دیگر مثل گذشته ارج و قربی نداره، پس بگردید و ببینین چه هدف و انگیزه دیگری واسه حضور در دانشگاه دارین؟ افزایش معلومات؟ به دست آوردن موقعیت شغلی مناسب؟ همرنگ شدن با جماعت؟ چشم وهم چشمی؟ فرار از سربازی؟

با راستی با این مسائل روبه رو شید:

  • واقعا به طراحی راه اختصاصی زندگی خود فکر کردین یا اینکه تسلیم جامعه و دنباله روی تصمیمات عادی عمومی شدین؟
  • فکر می کنین که اگه به دانشگاه راه پیدا نکنین به این معناست که در مقایسه با دختردایی تون آدم کندذهن و ناتوانی هستین؟
  • فکر می کنین که واسه حفظ آبرو در مراسم خواستگاری، لازمه دست کم لیسانس رشته ای (حتی اگه شده آبیاریِ گیاهانِ دریاچه ی ارومیه!) رو داشته باشین؟
  • اگه سربازی اجباری نباشه، بازم می خواید به دانشگاه برید؟ (در خیلی از موارد به محض پرسیدن این سؤال، جواب منفی دریافت کردم. اصلا یکی از افرادی که به این سؤال جواب منفی داده، خودِ من هستم!)

اگه به این سوالا فکر نکنین، به احتمال زیاد درنهایت در مخمصه می افتین؛ مخمصه ای که واسه خروج از اون مجبور میشید همیشه به دنبالِ گرفتن مرخصی، حذف ترم، تغییر رشته، انصراف و کنکور دوباره باشین یا درنهایت، به حضور بی معنا و پشیمون در کلاس درس محکوم شید؛ تازه اگه به قول خودتون، کلاس رو نپیچانید. شُعار غالب دانشجویانی که در مخمصه می افتن، جمله «خسته نباشید» خطاب به استاده؛ اونم در همون نیم ساعت اول کلاس!

۱۳. می دونم چه می خوام؟

۱۸ سوالی که پس از شکست در کنکور باید از خود بپرسید – قسمت دوم آموزشی

شرط لازم واسه بررسی موفق انگیزها، دست یافتن به مرتبه ای قابل قبول از خودشناسیه. در جدا از اینکه، این کار کمی هم به فوت وفن تحلیلگری احتیاج داره. واسه خودشناسی وسایل زیادی هست، اما از بین اونا «آزمونای معتبر» انگشت شمار و معدود هستن. نباید اسیر ظاهر و جذابیتای دروغین و بی پایه وسایل خودشناسی شید. مثلا، تست هوش هیجانی، تست MBTI، تست قدیمیالگوهای اسطوره ای مثل آزمونایی بودن که به من خیلی کمک کردن. پیشنهاد می کنم حتما، حتما و حتما کتاب «شغل مناسب شما» اثر پل و باربارا تیگر رو بخونین. دختر خانوما هم می تونن در کنار این، کتاب «همسر مناسب شما» رو از همین دو نویسنده بخونن. کتاب به درد بخور دیگر «استعدادیاب کلیفتون» است که با عنوان «پنج نقطه برتر خود رو بشناسین» شناخته می شه.

لطفا این مسائل رو شوخی نگیرید. غافلگیر شدن رو انتخاب نکنین. شاید در آینده به این سادگی فرصت جبران اشتباهات و اصلاح انتخاب هاتون رو به دست نیارین. اگه می خواید در آینده زندگی راحتی داشته باشین، اگه می خواید واسه گرفتن وام، دربه در دنبال ضامن ندوید، اگه دوست دارین از اهمیت اجتماعی و زندگی خانوادگی خوبی بهره مند شید، واسه رسیدن به اینا باید از همین الان سعی کنین.

منتظر کسی نباشید. بذارین آب پاکی رو روی دست تون بریزم و خیال تون رو راحت کنم. مهم ترین و تأثیرگذارترین فرد در سرنوشت شما کسی نیس جز «خودتون». پس به امید این و اون نباشید و منتظر تغییر یا بهبود سیاستا نمانید. آدم عاقل در عین حال که منتظر فرصت هاست، دست روی دست نمی ذاره، سعی می کنه و خود رو توانا می سازه.

بخاطر این، پیشنهاد می کنم قبل از هرگونه تصمیم گیری، با «خطاهای شناختی» آشنا شید. آشنایی با اونا باعث می شه تهدیدها رو از خود دور و فرصتا رو به خود نزدیک تر کنین.

۱۴. می خوام دوباره از یک سوراخ گزیده شوم؟

بعضی از افراد تا خودشون چیزی رو تجربه نکنن، به درک قابل قبولی از پدیده ها و رویدادهای دور و بر خود نمی رسن. انگار که باید سرشون به سنگ بخورد، اما چندبار؟ به چه قمیتی؟

بسیار بعید به نظر می رسه که بشه جداگونه از گذشته و بی توجه به آینده تصمیم گرفت. پیرو همین اصل، هر انتخاب شما می تونه انتخابای بعدی تون رو تحت اثر بذاره و بر تصمیمای بعدی تون سایه بندازه، اون طور که بعضی وقتا نتایج یک انتخاب، گریبان تون رو بگیره و اثرات نامطلوبش تا خیلی وقت بر شما مجبور شه. دلیل این همه تأکیدم اینه که متأسفانه علم آموزان زیادی رو در این مورد غیرمصمم، بی اراده، از پیش تسلیم شده، ناآگاه و بی هدف پیدا کردم؛ همونا که به احتمال زیاد بعدا کاری از دست شون بر نمیاد، مگه گشودن سفره ی دل شون واسه بقیه.

دوستی داشتم که فقط میخواس مهندسی مکانیک قبول شه. بار اول که کنکور داد این رشته رو در یک دانشگاه غیرانتفاعی در یکی از استانای جنوبی کشور قبول شد. برایم تعریف کرد که هنگام ثبت نام، فضای دانشگاه هیچ به مذاقش خوش نیامده بود. درنهایت، از ثبت نام بیخیال شد و یک سال معطل موند تا دوباره کنکور بده.

خودتون قضاوت کنین؛ اگه این دوست من قبل از انتخاب رشته، دست ِکم یک بار به سایت دانشگاه یادشده مراجعه کرده بود، حتما بازم همین انتخاب رو می کرد؟ بازم یک سال از عمر خود رو پشت دروازه دانشگاه می گذرونه؟ یک جست وجوی ۵ دقیقه ای، نمی تونست از هدر رفتن ۳۶۵ روز از عمر گران بهای اون جلوگیری کنه؟

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۱۹ نمونه سوال زیرکانه که در مصاحبه شغلی از شما می پرسند 

بر همین پایه، اگه به شعر، بازیگری، موسیقی، روان شناسی، فیزیک، شیمی، زبون انگلیسی و هر رشته دیگری علاقه مندید، تا زمانی که به اندازه کافی تحقیق نکردین، رشته و دانشگاه خود رو تعیین نکنین. وگرنه، بعد از ورود به دانشگاه، شاید از فرق تصورتون با واقعیت امر، متعجب میشید!

۱۵. حالا با این وضعیت انتخاب رشته بکنم یا نه؟

اگه می خواید به بهترین جواب برسین، به نظرم می ارزه که کمی همت کنین و وقت بذارین. جوابی که ممکنه مثل تغییر ریل قطار، مقصد آینده تون رو تعیین کنه. پیشنهاد می کنم در صورت امکان در فاصله اعلام نتایج و انتخاب رشته، به چند دانشگاه مطرح سفر کنین یا به نزدیک ترین دانشگاه برید یا دست کم به سایت اون دانشگاها سر بزنین. تاریخچه، امکانات، رتبه علمی، سیاستای حاکم بر فضای آموزشی، سابقه و دستاوردهای علمی استادان و … رو بررسی کنین. اگه در قسمت آشنایی با دانشگاه فایل ویدئویی پیدا کنین که دیگر نور علی نوره.

موقع مراجعه به دانشگاه، هیچوقت به سرعت به روایات و حکایات دیگر دانشجوها اعتماد نکنین. عوضش، رتبه آزمون سراسری و معدلی فعلی شون رو بپرسید. سؤال کنین چندبار مشروط شدن؟ (مشروطی یعنی معدل ترم دانشجو از ۱۲ کمتر شه.) چندبار مرخصی گرفتن؟ چندبار حذف ترم کردن؟ چه درسی رو بیشتر از همه درسا افتادن؟

با طیف متنوعی از دانشجویان گفت وگو کنین. فقط سراغ پیش کسوتان دانشگاه نرید؛ همونایی که نیّت کردن یک مرتبه با استادان خود بازنشسته و فارغ التحصیل بشن. اصلا با مدیرگروه رشته موردنظرتان رودررو گفت وگو کنین، اون بیشتر از هرکی دیگری اطلاعات معتبر داره و از تغییرات آینده قوانین و سیاستای خرد و کلان مطلعه.

راه دیگر، تهیه ی دفترچه انتخاب رشته پارسال که در اون شرایط خاص دانشگاها و بایدها و نبایدهای هر رشته اشاره شده. مثلا اگه به رشته تربیت بدنی علاقه دارین، بررسی کنین که نمره عینک تون اجازه می ده اینجور رشته ای رو انتخاب کنین یا نه؟ یا اگه می خواید در شهر دیگری ادامه تحصیل بدین، نگرانی ی اِسکان دارین یا نه؟ در صورت جواب مثبت، حاضرید در دانشگاهی ثبت نام کنین که خوابگاه هاش بیرون از دانشگاه هستن؟

۱۶. واسه انتخاب رشته باید به چه نکاتی توجه کنم؟

خودشناسی اولین و مهم ترین نکتهه. گزینه دیگر بازار کاره. چه برنامه ای واسه کسب درآمد و تأمین هزینه های زندگی تون دارین؟ به برنامه جانشین فکر کردین؟ می خواید کارمند بشین؟ در شرکت خصوصی یا یک دستگاه دولتی؟ از همین الان به فکر مهاجرت و جست وجوی شغل در اون طرف آب هستین؟ می خواید کارآفرین بشین؟ می خواید وارد فضای دانشگاهی شید؟ رشته ای که امسال بازار کار خوبی داره، چار سال آینده هم همینطوری هستش؟ چار سال بعد، فارغ التحصیل این رشته از طرف صاحبان کار به همکاری دعوت می شه؟ از کجا معلوم که بازار اون، اشباع نشده یا از رونق نیفتاده باشه؟ مطمئنا نمیشه همه چیز رو پیش بینی کرد یا بر همه چیز کنترل داشت، اما بعضی وقتا کمی پرس وجو مانع از این می شه که در آینده متأسف شیم و ناراحتی بخوریم.

آینده شما بیشتر از اینا ارزش داره. اگه خودتون و ترجیحات تون رو بشناسین، انتخاب کردن بسیار آسون می شه. مثلا فرض کنین با مطالعه منابع خودشناسی، متوجه شدین که علاقه ای به ارتباطات اجتماعی زیاد و سطحی ندارین. درونگرایی در شما غالبه، طوری که بیشتر دوست دارین دور از جمعیت، به مسائل موردعلاقه ی خود فکر کنین. در این صورت میشه گفت که فضای تحقیق، نظریه پردازی، اشتغالات هنری، صنایع دستی و … به روحیات شما نزدیک تره، اما در این موردا، با استعداد هم هستین؟ واقعا به فعالیتای یادشده علاقه دارین؟ در صورت جواب مثبت، اصلا جسارت پیگیری انتخاب خود رو دارین؟ یا از قضاوت بقیه و مخالفت احتمالی خونواده ترس دارین؟ اصلا رتبه تون اجازه می ده رشته دلخواه تون رو انتخاب کنین؟ واسه یافتن جواب این سوالا، با افراد صاحب نظر مشورت کنین. زحمت امروز این کار، از پشیمانی و سَرخوردگی فردا بهتره.

۱۷. حاضرم واسه قبول کردن مسائل پیشِ رو آماده شوم؟

۱۸ سوالی که پس از شکست در کنکور باید از خود بپرسید – قسمت دوم آموزشی

آیامی دونستید اگه پیش از پایان دومین ترم از دانشگاه بی خیال شید، حق شرکت دوباره در دانشگاه روزانه رو نخواهید داشت؟ می دونستین تنها یک بار می تونین از دانشگاه انصراف و دوباره کنکور بدین؟ (منبع: iranmoshavere)

اگه به این نتیجه رسیدید که شاید قبول نشدن در دانشگاه، از ثبت نام ناآگاهانه عاقلانه تر باشه، به شما تبریک می گیم.

همونجوریکه اشاره شد دانشگاه دولتی در کنار امتیازات زیاد، محدود کردنای خاص خود رو هم داره. مثلا اگه در امتحان غایب باشین، نمره اون درس تون صفر و در معدل تون دید می شه. ، غیبت از کلاس اختیاری نیس، مگه با هماهنگی استاد. وگرنه، نبود حضور در کلاس می تونه باعث حذف اون درس و مانع حضور شما در جلسه ی امتحان شه. دیگر اینکه سه بار مشروطی پشت سر هم، باعث اخراج آموزشی میشه و اگه قصد ادامه تحصیل داشته باشین، باید در این مورد خواسته بدین و پس از طی مراحل اداری، منتظر جوابِ مسئولین دانشگاه باشین.

مسئله دیگر بحث اسکان و اقامته. واقعا واسه شروع زندگی خوابگاهی آمادگی دارین؟ با تهدیدها و آسیبای محتمل و البته عادی در زندگی خوابگاهی آشنا هستین؟ از نظر اقتصادی قدرت پرداخت هزینه خوابگاه رو دارین؟ اون قدر تجربه اجتماعی دارین که بتونین در فضای ناشناس و متفاوت شهر مقصد، بی دردسر زندگی کنین؟ در صورت تمایل، قبل از جواب مثبت و منفی به این سؤال، فیلم «دربند» رو ببینین، هم فاله و هم تماشا.

۱۸. کنکور در مقایسه با کل زندگی ام چقدر مهمه؟

سال هاست که حضور در دانشگاه در مقایسه با گذشته، بی قدروقیمت شده. پیش از این، نشستن بر صندلی دانشگاه ساده نبود. هرکی که به دانشگاه راه می پیدا، حکم رزمنده ی از جهادبرگشته رو داشت، اما الان با افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو، شرایط تغییر کرده.

گذشته از این، در زندگی مسائل بسیار مهم تری پیش خواهد اومد که استرس کنکور در مقابل اون پوچ و بی ارزش به نظر می رسه. اگه کنکورچیا اینا رو به شما بگن، اون وقت باید بساط خود رو جمع کنن. اونا نمی دونن یا نمی خوان به شما بگن که غیر از دخترانِ آتنایی و اتفاقا آرتمیسی (آتنا و آرتمیس دو نمونه از قدیمیالگوهای زنانه هستن که ویژگیایی مثل عقل، رقابت جویی و سرسختی در رسیدن به هدف رو دارن) و پسران آپولوییِ و زئوسی (آپولو و زئوس دو نمونه از قدیمیالگوهای مردانه هستن. مثل ویژگیای اونا میشه به منظم بودن، پیگیری و بااراده بودن، قدرت طلبی و تیزبینی اشاره کرد) دیگر دانشجویان شاید مجبور باشن، واسه کسب مدارج عالیه بیشتر یا به شکل دیگری سعی کنن.

۱۸ سوالی که پس از شکست در کنکور باید از خود بپرسید – قسمت دوم آموزشی

، ممکنه بدون شناخت از روان شناسی جنس مخالف و الگوهای جذب، به خودتون آسیب بزنین. بیشتر این آسیب گریبان دانشجویانی رو خواهد گرفت که از یک شهرستان کوچیک تر به یکی از کلان شهرها کوچ می کنن. پیش از هر اقدام، باید طرف مقابل رو خوب بشناسین. کتاب « تو اون گمشده ام هستی؟» از باربارا دی آنجلیس، در این راه شما رو کمک می کنن.

بی توجهی به آینده شغلی هم دور از خردمندیه. کافیه که فرض کنین از دانشگاه فارغ التحصیل شدین. مطمئن هستین چیزی که یاد گرفتین به کارتون میاد؟ اصلا به بازار کار فکر کردین؟ یا مثل زمان دانشجویی من، می خواید با بی توجهی به وضع موجود، حدس گلدباخ رو اثبات یا مسئله تثلیث زاویه رو حل کنین؟!

کنکورگران به مشتریان شون یاد نمی گیرن که چه جوری واقع بین باشن. شاید خرده بگیرین که وظیفه شون هم آموزش این چیزها نیس. حتما حق با شماس، اما در مقابل باید با روشنی یادآوری کنم که بزرگ نمایی در اهمیت کنکور و نشون دادن درِ باغ سبز به کنکوریا، کلاهبرداری ناجوانمردانه ایه!

دسته‌ها: آموزشی